معارفه ی هنر
"جامعه ی بشری نیازمند بقّال، بنّا، مقنّی، نجّار، مهندس و طبیب و مربّی است. این ها همه نیازهای جامعه است. اما شدیدترین آن ها نیاز تربیتی است؛ زیرا صنعت و تکنیک پیشرفته در جامعه ای که فقر تربیتی دارد، جز به انهدام و نابودی آنان کمک نمی کند و همانند تیغ تیزی است که در دست کودکی باشد. هر چه تیغ تیزتر باشد دست کودک زودتر جدا شده و جانش بیشتر در خطر افتاده است."*
تربیت عاشورایی
قسمت اول
سلسله مباحثی را به حضورتان عرضه می کنیم با عنوان "تربیت عاشورایی" که توسط استاد مدبری در ایام محرم سال 87 در استهبان ایراد گردید.
از آنجا که "تربیت عاشورایی" در 11 شب به بیان آمد به تدریج به نظرتان می رسد.
از آنجا که مطالب در قالب سخنرانی ایراد شده بودند، در پیاده سازی مطالب سعی بر آن بود تا لحن گفتاری و عامیانه اثر حفظ شود.
برایش عجیب بود:
ـ از توی خونهی ما که نهر رد نمیشد!... پس این؟... ولی چه آب زلالی داره... وای چقدر این خونه بزرگ شده... کاش حسین هم اینجا بود...
دور خودش چرخید. بلند صدا زد:
ـ حسین!... حسین!...
رفت لب نهر...
از من
به بابایی خوب و نازم
سلام بابایی!
چطوری؟ حتماً میگی اینقدر خودتو لوس نکن دختر! ولی نمیتونم! خیلی دلم برات تنگ شده. مخصوصاً امروز وقتی برای اولین بار پام رو گذاشتم تو دانشگاه، یک لحظه فکرکردم باهام داری میای تو. دلم خنک شد آخه چند دقیقه قبلش...
روزی قسمت شد و به بنیاد شهید و ایثارگر کرمان رفتم.
چند لحظه ای که برای کاری معطل شده بودم روی صندلی نشستم و به اطراف نگاه کردم. اتفاقات عجیب و جالبی رخ می داد که خیلی عادی بود. یکی از اتفاقات رو به زعم خودم به داستان تبدیل کردم.
داستانی به اسم "شرط" ...